همه عمــر بر ندارم سر از این
خمار مستی که هنوز مــــن نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتــابی که حضور و غیبت افتـــد دگـــران روند و آیند تو هــمچنان
که هستــی
تو اگه پرنده باشی چشــمای من آسمونه راز پر کشیدنت رو کسی جــــز من نمی دونه
واسه من سخته که بی تو بنویسم مشق پرواز با صدای ســـاز خسته تر کنم گلوی آواز
مـــــن و تو گــــرچه اسیریم حیف از غــــصه بمیریــــم بیا تا آخــر دنیا
بشینیم و پر نگیریم
جای پر زدن زمین نیست توی قلب آسمونه قصه مـرگ و جدایی تو کتاب ها جا می مونه

بیا در میان عاشقان بهترین باشیم ، ما می توانیم عاشقترین باشیم...
من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی!
تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین....
تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه...
تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...
من و تو با هم یعنی یک قصه بی پایان...
من برای تو ، تو برای من ، ما برای هم ، چقدر قشنگ است این عشق من و تو....
تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو ....
تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو....
تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو...
تو اسیری در قلبم ، خیلی عزیزی برایم ، باور کنی ، باور نکنی برایت میمیرم!
بیا در میان عاشقان دیوانه ترین باشیم ، ما می توانیم برترین باشیم....
تو دنیای من ، من دیوانه تو ، تو بمان تا بگویم همه زندگی ام فدای تو....
من و تو در میان عاشقان عاشقترینم ، من و تو از عشق بالاترینیم....
عشق بدون تو عشق نیست ، این زندگی بدون تو زیبا نیست....
با تو شادم ، بی تو پریشانم ، با من بمان تا همیشه لبخند عشق بر روی لبانم باشد...
زیباترین لحظه زندگی ام با تو ، قشنگترین خاطره هایم در کنار تو ، زندگی ام ، عشقم ، نفسم فقط تو!
اینهمه احساس عاشقانه تقدیم به تو ، این قلب کوچک و بی طاقتم فدای تو ، یک دنیا
عشق و محبت برای تو ، یک کلام پرمحبت دوستت دارم عزیزم از طرف عشق تو...

زند گیم با تو بوی بهار رو داره
با تو باشم دیگه غمی ندارم
من معنی عشق و با تو فهمیدم
من وتنها نذار
من بی تو باور کن میمیرم
تو اولین و اخرین عشق منی!!!
دوستت دارم 


دل تنگ غروب
آه اگر از دل عشاق پدیدار آید
تلی از آتش جانسوز و شرر بار آید
سرزند مهر خدائی و پس از چندین سال
از پس ابر کند جلوه پدیدار آید
دل من تنگ غروبی است که از پشت سرش
ماه من سرزده با ناز به دیدار آید
شوق دیدار مه روی تو ما را بکشد
چه شود جمعه این هفته اگر یار آید
زده ام آب به راهش بخدا نزدیک
شب هجران بشود موسم دلدار آید
صحبت غیر مفرما که شود مانع وصل
دل ما در قدم یار گرفتار، آید
جای خالی چشمانت
هيچ ندارم بگذارم ؟؟
دگمه ای
ریگی
اشکی
عیبی ندارد
تو کور باش
دنیا که دیدن ندارد عزیزم
اشتیاق ،بیهوده نیست
تو میان صدها
برخاک
من میان هزاران
بر باد
ما بازماندگان هم ایم
دست هایت را به موهایم بکش
سفید و پیر شوم
در آغوشم بگیر
پیر بمانم
حالا که مرده ای
یادی که از ترانه پر باشد
یاد تو
توي يك نامه نوشتم : همه زندگيم شدي تو
تو جوابم دادي اما : زندگي هست ، اما بي تو
من نوشتم كه : يه روزي دل را باختم توي چشمات
تو به من مي گي كه : اون روز هوسي بوده تو چشمات
من نوشتم كه : هوس هم ،مي تونه يه عشق پاك شه
تو نوشتي : زندگي هم ، مي تونه بي تو بنا شه
من نوشتم كه :شدم آب ، همچو شمعي رو به دريا
تو نوشتي : خسته ام من ، رفته اي ديگه ز يادا
من نوشتم : اما اينجا ، همه ياد تورو كردن
تو نوشتي : اينه دنيا ، دل به ديگري سپردن
من نوشتم : چه كنم من ، كه بشي تو يار خونم
تو نوشتي : زندگيتو ، يه كتاب كن تا بخونم
من نوشتم كه : كتابه ، زندگيم همش تو هستي
تو نوشتي : كه دروغه ، حالا حتماً ديگه مستي
من نوشتم :آره مستم ، مستِ اون چشماي نازت
تو نوشتي : تو دروغي ، بسه ديگه نمي خوامت
من نوشتم كه : مي ميرم اگه گفتي « نمي خوامت »
تو نوشتي : نمي خوامت ، نمي خوامت ، نمي خوامت
من نوشتم با تمنا : ديگه بس كن كه شدم اب
تو نوشتي : اين سرابه ، زندگيتو نده بر آب
من نوشتم كه : سرابم واسة من يه اميده
تو نوشتي كه :ديوونه ، اين اميده نا اميده
من نوشتم : نگو اينو ،من اميدم به جوابت
تو نوشتي : اين جوابت ، من كه گفتم ..... نمي خوامت
من نوشتم : اشكاي من ، شده بدرقة راهت
تو نوشتي : عاشقي كن ، بگذر از من با نگاهت
من نوشتم : عاشقم من ، عاشق يه لحظه با تو
تو نوشتي : خسته ام من ، خسته از حكايت تو
من نوشتم كه : مي خونم من لالايي واسه خوابت
تو نوشتي كه جدايي ، بهترين داروي خوابت
من نوشتم كه : جدايي ، مي شكنه قلبمو جانا
تو نوشتي : چه كنم من ، اين يه رسمه توي دنيا
من نوشتم : حالا كه تو ، داري مي ري بهترينم
منم از غصه مي ميرم ، تا كه دوريتو نبينم
بیا ای ناجی قلبم
بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام
بی تو من تنهای تنهام
دل به خلوت تو بسته ام...
بی تو شوریدگی چنان سرد است که به بیزاری اش نمی ارزد
بی تو عمر آنچنان پراز درد است که به بیماری اش نمی ارزد
بی تو ساغر به گردش آوردن ،نه سروری نه حال می بخشد
بی تو مستی به جای بی خبری، پای تاسر ملال می بخشد
بی توسیر وسفر به باغ وبهشت،خیمه بردن به شوره زاران است
بی تو دربین جمع بنشستن، سرنهادن به کوهساران است
بی تو خواب نشاط آور،همچو سنگی به سینه سنگین است
بی تو هر گونه لذت وعیشی، چون اجل در کنار بالین است
بی توبادحیات بخش بهار، روح کش تر از ابر پاییز است
بی تو لبخند هر شکوفه به باغ، چون سکوت خزان غم انگیز است
بی تو هر گونه شعروسازی، داستان گوی نامردی هاست
بی تو هر بانگ مرغ خوشخوانی، خبرشوم و مرگ شادی هاست
بی تو هر خنده های محنت بار، گل بی بوی یاس پیوندی است
بی تو در بزم اهل دل رفتن، خود فریبی است به شوق بی خبری
بی تو هر شعری که به زبان آید، سرگذشتی زدرد و بدی است ....

زیباترین بهانه لحظه های زندگی ام
نمی دانم وقتی که آرام در نگاهم نشستی
شاد باشم یا غمگین
به برکت وجود تو بود که طعم زندگی را چشیدم
نگاهم که به اینه گره می خورد
جمع شدن قطره قطره تو را دیدم
و اینکه آماده باش برای جدایی
باید رها شوی بر پهنای صورتم بغلتی
و شادمانه مرا در این سوگ تنهایم بیشتر فرو بری
بهانه چشمهایم
کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو
تا من هم به پاس مهربانی ات
قطره ای دیگر نثارت کنم
نمی دانم اگر روزی نیایی
کدامین دست
گونه های خشکیده مرا سیراب می کند
بهانه زندگیم
*هزار شاخه گل تقدیم به نگاه مهربانت می کنم*
با باور تو باور کرده ام که خوشبختم ، و لحظات عاشقی برایم زیباست....
با بودن تو احساس کردم آن گمشده را که مدتها در جستجوی او بودم پیدا کرده ام..
با آمدن تو در قلبم گویا قلبم برای یک لحظه نورانی شد...نوری از جنس محبت و عشق !
در این جاده ناهموار زندگی همسفرم باش ، دستهایت را از من جدا نکن و تا پایان این راه
لحظه ای از من دور نشو !
وقتی تو همسفرم باشی ، دیگر غمی در این دل ندارم ، با احساسی لبریز از عشق و
آرامش به این راه نفسگیر زندگی ادامه میدهم....
با بودن تو زندگی برایم زیباست ، خوشبختی در گرو با تو بودن است....
با وجود تو ، زندگی را معنا کرده ام ، معنای زندگی با تو پر از معناست عزیزم....
بیا و تنها برای من باش ، احساسات عاشقانه ات را در این لحظه های زیبا برایم ابراز
کن...
وقتی با آن صدای مهربانت از عشق برایم سخن میگویی این دل برای تو تا آن سوی
کهکشانها پر می کشد... عشق با تو معنای واقعی یک عشق است...
تو را در میان ستاره های آسمان یافته ام ، تو تنها ستاره درخشان و پرنور هستی!
تو را در میان گلستان باغ زندگی در میان تمام گلها یافته ام ، تو زیباترین و خوشبوترین گل
هستی...
با باور تو به این باور رسیده ام که بدون تو هرگز !
هرگز شوقی برای زندگی نیست ، راهی برای نفس کشیدن نیست !
تو همنفس منی ، تو همانی که به لحظات سرد زندگی ام با گرمای عشقت جان دادی!
وقتی تو برای من باشی و من برای تو ، ما هر دو تا ابد برای هم خواهیم بود...
با باور تو به این باور رسیده ام که زندگی تنها با تو زیباست !

دل من گم شده ست
دل من در هواي دل تو گم شده ست
دل من اينجا كنج قفس
ندارد پر پروازي
ولي باز مي زند پر
دل من اينجا كنج قفس
مي زند پر
مي خواند آواز
مي كند پرواز
آوازي زيبا
پروازي رؤيايي
پر پرواز دلم؛
در آسمان تو جا مانده ست
قصه راز دلم؛
در هواي دل تو جا مانده ست
بشكن اين بغض تنهايي دلم را
كه همانا در غم تو غمگين است
مي ريزد اشك
مي زند پرپر
دل تنهايم هر شب
همره قافيه ي اشعارش
نام زيباي تو را مي خواند
دل من گم شده ست
دل من در انتظار دل تو گم شده ست
دل تنگم بي تو
لحظه ها را گم كرده ست
ثانيه ها در پي هم مي گذرند
و من اينجا تنها
از تو و عشق تو
مست و آواره ي هر كوي شدم
و من اينجا بي تو
مانده ام تك و تنها و غريب
تا بيابم روزي
معني عشق دل عاشق را
در ميان واژه ي اين دلتنگي
تا كه پرواز كنم از دلِ اين تنهايي
پر كشم اوج هواي بي رنگي
و سبكبال بياسايم