تبليغاتX

About Blog


صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ


Archive

شهریور 1387
مرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


Links

ساده مثل تو
ستاره دختر تنها
عسل گافبین
کلبه عشق
چرک نویس(ساسان)
فرشته عشق
اسکاد ران عشق
رکسانا
ஐ♥ღ دختر ایرونی عاشق ღ♥ஐ


Daily Links

آرشيو پيوندهاي روزانه


Category

دنیای من
دنیای من
شکستن
تنهایی
 


Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين

سلام مهربان من دلیل تمام بی مهریهایت را فهمیدم. من دلیل نامهربانی های دلت را
 
فهمیدم. چقدر دیر چند ماه، چند روز، چند ساعت، چند دقیقه، چند ثانیه به سادگی
 
دلم خندیدی... یادت هست با کلام به ظاهر مهربانت با صدای دلنشینت چگونه رامم
 
کردی؟ یادم هست وقتی صدایت را حتی یک روز نمی شنیدم بسان کودک مادر
 
مرده ای زانوانم را از فرط بی کسی در گوشه ای از خلوت خویش آنقدر سخت می
 
فشردم که صدای اعتراض تمام سلول هایش را می شنیدم... یادم هست حرفهای
 
عاشقانه ی تو گسل های زلزله خیر قلبم را تکان می داد. اما ناگه موجهایی سهمگین
 
آوارهای بی کسی را بر سرم فرود آوردند... دیگر تو نبودی، حال من بودم و
 
خاطرات با تو بودن... من بودم و غروبی بی طلوع. حال من بودم و غربتی بی
 
پایان. روزهای سختی بود. من صدای شکستن شیشه ی نازک قلبم را شنیدم. من
 
حضور سایه ی غریبه ای را از فرسنگ ها فاصله حس کردم آرام و بی صدا گریه
 
می کردم، بر دهانم مهر خاموشی زدم تا مبادا صدای هق هق گریه های دل شکسته
 
ام را بیگانه ای از پس پرده های بی کسی ام بشنود و من در دادگاه عقلم دریافتم که
 
برایت حکم عروسکی بودم که کمی احساس داشت... من گمان می کردم که حضور
 
لیلی زمانه را در من حس کردی اما دریافتم که تو مجنون لیلای دیگری بودی. ای
 
کاش دوست داشتن را تجربه نمی کردم، تجربه ی تلخی بود... دیگر هیچ وقت نمی
 
خواهم حضوری گرم، سرمای وجودم را محو کند... دیگر هیچ گاه به نگاه عاشقی
 
دل نمی بندم و هیچ گاه به سلام مهربانی پاسخ نخواهم داد و اینک حکم صادر شد:
 
جدایی، جدایی جدایی....
نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 4:2  توسط محمد  | 

<-عشق پاک->

<-Matrix_Radmanesh->